پنجشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۴

تصمیم گیری و راه حل

از همان دوران کودکی تا همین الان هم که بزرگ شده‌ام، همیشه فکر می‌کنم شبها کسی زیر تختم پنهان شده است.
خلاصه تصمیم گرفتم به یک روانپزشک مراجعه کنم. آشنای یکی از دوستانم روانپزشک بود. پیش او رفتم و مشکلم را گفتم. روانپزشک گفت: «باید یک سال هفته‌ای یک جلسه ویزیت بشی تا درمانت کنم.»
ویزیت هر جلسه پنجاه هزار تومان می‌شد. هم هزینه‌اش زیاد می‌شد و هم خیلی وقت‌گیر بود. چند ماه بعد که رفته بودم به دوستم سری بزنم، روان‌پزشک هم آنجا بود. پرسید: «پس چرا نیومدی؟»
گفتم: «خب، جلسه‌ای پنجاه هزار تومان، برای یک سال خیلی زیاد بود. یک نجار من رو مجانی معالجه کرد.»
پزشک با تعجب گفت: «عجب! می‌تونم بپرسم اون نجاره چطور تو را معالجه کرد؟»
گفتم: «به من گفت اگه پایه‌های تختخواب را ببُری دیگه هیچکس نمی‌تونه زیر تختت قایم بشه!»
_________________________
منظر اول: براي هر تصميم گيري شتاب نكنيم و كمي بينديشيم.
منظر دوم: حل مشكلات ممكن است راه حل‌هاي متفاوتي داشته باشد. برخي راه حل‌ها ريشه‌اي هستند و برخي سطحي و موقت. بهتر است راه‌حل‌هايي را دنبال كنيم كه مشكلات را علمي و ريشه‌اي حل كنند تلاشي كه امروزه به آن توجهي نمي‌شود و به دنبال كارهاي ضربتي، زودبازه و نمايشي هستيم.
منظر سوم: قابل توجه مشاوران مديريت؛ لازم است راه‌حل‌هاي متفاوتي بسته به شرايط مديران ارائه شود.

نوشته شده توسط حمیدمظاهری راد در 19:29 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۲

نوآوری و ایجاد تغییر


سازمان های موفق کنونی باید در پی نوآوری باشند و برای این که از بین نروند همواره افراد را تشویق به نوآوری نمایند و پدیدۀ تغییر را با آغوشی باز بپذیرند.همواره موفقیت نصیب سازمان هایی میشود که از انعطاف پذیری بالایی برخوردار باشند،کیفیت محصول یا خدمات خود را بهبود بخشند و بتوانند در برابر رقبا که بصورت دائم کالا و محصولات یا خدمات جدیدی ارائه می کنند، مقاومت نمایند.
سازمان باید همواره کارکنان خود را به نوآوری و ایجاد تغییر تشویق و ترغیب نماید،چون در غیر این صورت با مشکلات و مسائلی روبرو خواهد شد.چالش ، مسئله یا مشکلی که پیش روی مدیران قرار قرار دارد این است که باید کارکنان و اعضای سازمان را وادار به خلاقیت بیشتر نمایند و در برابر پدیدۀ تغییر شکیبایی و بردباری بیشتری به خرج دهند.رشتۀ علمی «رفتار سازمانی» دربرگیرندۀ  مجموعه ای سرشار از عقاید و شیوه های فنی است که می توان بدان وسیله مدیران را متوجه چنین هدفهایی نمود.
همیشه مدیران با مسئله تغییر سر و کار داشته اند ، ولی در زمان کنونی مسئله طول زمان اجرای تغییر مطرح است.در گذشته مدیران می بایست پس از 5 یا 10 سال یک برنامۀ جدید ارائه کنند.در زمان کنونی تغییر به صورت دائمی و مستمر درآمده است.برای مثال مفهوم بهبود مستمر یعنی تغییر دائمی.
در گذشته مدیریت شاهد ثبات و پایداری نسبتا طولانی بود و سازمان به ندرت شاهد دوره های کوتاه و تغییرات سریع بود.امروزه مدیریت می تواند دوره های بلند مدت تغییر را بدین گونه بیان کند که مجموعه ای از دوره های کوتاه مدت با ثبات تشکیل می شود و همواره دستخوش تغییرات زودگذر است.در دنیایی که مدیران و کارکنان شاهد تغییرات زودگذر هستند، کار اصلی به گونه ای به اجرا در می آید که کارکنان همواره باید نوآوریهای روزمره داشته باشند،بنابراین کارکنان و اعضای سازمان باید پیوسته چیزهای تازه ای فراگیرند،مهارت های جدید بیاموزند و پیوسته بازآموزی شوند. در گذشته افرادی که به گروهی می پیوستند تا حدی برای دوره ای نسبتا طولانی احساس امنیت شغلی می کردند، ولی در زمان کنونی وضع تغییر کرده است و این گروهها برای مدت نسبتا کوتاهی می توانند در کار مربوطه انجام وظیفه نمایند.سازمان ها در زمان حال باید به طور پیاپی تجدید سازمان کنند و بخش هایی را به وجود آورند و دوایر یا واحدهایی را که کارکرد ضعیف دارند از دور خارج کنند (آنها را بفروشند) ، برخی از فعالیت های خود را کاهش دهند،تعدادی از نیروهای مازاد را منتظر خدمت نمایند و افراد واجد شرایط را جایگزین برخی دیگر کنند.در زمان کنونی مدیران و کارکنان باید انعطاف پذیری را آموخته و یاد بگیرند که در امور پیش بینی نشده چگونه از خود واکنش نشان دهند.تحیقی یا بررسی در زمینه « رفتار سازمانی » می تواند دیدگاههایی ژرف درباره کار سازمان ها ، که پیوسته دستخوش تغییر قرار می گیرند، به ما بدهند ، ما می توانیم بیاموزیم که چگونه در برابر پدیدۀ تغییر مقاومت نمائیم و به چه شیوه ای سازمانی بوجود آوریم که بتواند با بهترین شکل یا شیوه با پدیدۀ تغییر از در سازش درآید و فرهنگی به وجود آورد که مسیر پیشرفت و ترقی را بپیماید.
برگرفته از کتاب مبانی رفتار سازمانی استفن پی . رابینز

نوشته شده توسط حمیدمظاهری راد در 2:18 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲

تصمیم گیری گروهی


گفته اند که دو مغز بهتر از یک مغز فکر می کنند و این گفته مورد قبول کشورهای غربی بوده است.
مقایسه ی تصمیم گیری گروهی با فردی : یکی از مزایای عمدۀ تصمیم گیری های فردی،سرعت آن است نباید تشکیل جلسه بدهد و وقت زیادی را صرف بحث دربارۀ راههای گوناگون کند.بنابراین زمانی که باید تصمیمی گرفته شود،او از این مزیت برخوردار است که بتواند به سرعت تصمیم بگیرد.همچنین تصمیماتی که به وسیلۀ فرد گرفته می شود، از نظر مسئولیت و کسی که باید حساب پس بدهد،مساله بسیار روشن است.به خوبی مشخص است چه کسی تصمیم گرفته،بنابراین نتیجۀ کار بر عهدۀ وی بوده و او هم مسئولیت را می پذیرد.اما اگر مسئولیت تصمیم بر عهدۀ گروه گذارده شود،مساله تا اندازه ای مبهم می گردد.سومین مزیت تصمیمات فردی این است که در این گونه تصمیم گیریها ثبات رویه در ارزشها وجود دارد.تصمیماتی که به وسیله گروه گرفته می شود دستخوش کشمکشها و برخورد قدرتهای بین گروه قرار می گیرد.نمونۀ عالی این گونه تصمیمات ، مصوباتی است که در مجالس قانونگذاری به تصویب می رسد.تصمیماتی که در یک جلسه گرفته می شود با تصمیمی که در جلسه بعد گرفته میشود 180 درجه تفاوت دارد و این منعکس کنندۀ توانائیها و فشارهایی است که آنها می توانند بر سایر اعضا (در رابطه با یک مسئلۀ خاص) وارد آورند.اگر چه فرد معمولا در تصمیمات خود برای همیشه و به صورت کامل پایدار و با ثبات نیست، ولی در مقایسه با گروه از ثبات بیشتری برخوردار است.
نقاط قوت تصمیمات گروهی : در گروه اطلاعات و دانش بیشتر و کامل تری وجود دارد.اطلاعاتی که از منابع چندین نفر گرفته می شود به گروه این امکان را می دهد که بار اطلاعاتی تصمیمات را سنگین تر کند. و گروه می تواند در سطح ناهمگن و نامتجانس تصمیم بگیرد.بدین وسیله دیدگاههای مختلف ارائه می گردد.بنابراین راه حل ها و رهیافتهای بیشتری مورد توجه قرار می گیرد.مدارک و شواهد بیانگر این است که همیشه عملکرد گروه از بهترین فرد هم ، بهتر است.فلذا کیفیت تصمیمات در سطح بالاتری است. اعضای گروه که در فرایند تصمیم گیری مشارکت می کنند علاقه زیادی دارند تا راه حل های ارائه شده را مورد تائید قرار دهند و دیگران را تشویق به پذیرش آنها نمایند.
بنابراین کدامیک بهتر است : فرد یا گروه ؟ پاسخ بسیار روشن است : « آن بستگی دارد» موارد زیادی وجود دارد که فرد می تواند بهترین تصمیم را بگیرد.برای مثال ، مدارک و شواهد موجود بیانگر این است که اگر تصمیم چندان مهم و در مرحلۀ اجرا نیازی به تعهد زیردست و کارکنان ردۀ پائین نباشد، بهتر است که به وسیلۀ فرد گرفته شود.به همین شیوه می توان استدلال کرد که اگر اطلاعات به میزان کافی وجود داشته باشد و اگر زیر دستان دربارۀ نتایج حاصل تعهد بنمایند ، بهتر است که تصمیم به وسیلۀ فرد گرفته شود.
بطور کلی ، این که آیا فرد یا گروه باید تصمیم بگیرد یا خیر، به میزان اثربخشی و کارایی بستگی دارد.از نظر اثر بخشی ،گروه برتری دارد.هر قدر راه حل های ارائه شده بیشتر باشد، آنها می توانند خلاقیت بیشتری داشته باشند، دقیق تر و صحیح تر باشند، و در مقایسه با تصمیمات فردی از کیفیت بالاتری برخوردار باشند، ولی تصمیماتی که فرد می گیرد از نظر کارایی یا راندمان بر تصمیمات گروه برتری دارد.تصمیمات گروه کارایی چندانی ندارد،زیرا آنها برای رسیدن به یک راه حل باید وقت و منابع بیشتری صرف کنند.
برگرفته از کتاب مبانی رفتار سازمانی استفن پی . رابینز

نوشته شده توسط حمیدمظاهری راد در 23:9 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲

ارتباط آسان با نویسنده


مدتی است که فعالیتم را بیشتر به فیس بوک انتقال داده ام که می توانید با مراجعه به آدرس

https://www.facebook.com/hmazahere1  با نویسنده ارتباط برقرار سازید.

نوشته شده توسط حمیدمظاهری راد در 23:44 |  لینک ثابت   • 

جمعه یکم دی ۱۳۹۱

۵ عادت مهم انسان های موفق

۱-در ذهنشان پایانی وجود دارد.

اگر شما در ذهنتان نقطه پایانی برای کاری که می کنید نداشته باشید، به راحتی گم می شوید و دیری نمی گذرد که احساس سردرگمی می کنید. افراد موفق دقیقا می دانند که از زندگی چه می خواهند و برای انجام هر کارشان هدفی دارند.

وقتی شما هدفی در زندگی داشته باشید، می دانید که باید دقیقا بر روی چه چیزی تمرکز کنید، داشتن نقطه پایان در ذهن شما را در رسیدن به مقصدتان راهنمایی می کند.

۲- دلیلی برای اهدافشان دارند.

داشتن هدف تنها یک قسمت از ماجراست. برای اینکه به هدفتان برسید باید دلیلی داشته باشید. افراد موفق در پشت تمامی اهدافشان دلیلی دارند که آن دلیل حرکت آنها را به سمت هدفشان تداوم می بخشد. راه رسیدن به اهداف در زندگی همواره سهل و آسان نیست، افرادی که برای اهدافشان دلیلی ندارند در نیمه راه از پا می افتند و کنار می کشند.

اگر هدفتان اینست که ۱۰ کیلو از وزنتان را کم کنید و ولی دلیلی برای این کار ندارید، هرگز نخواهید توانست به وزن ایده آلتان برسید. پس بهتر است چون ۳ ماه دیگر جشن عروسی دوستتان است وزنتان را کم کنید و دلیلتان را این قرار دهید که می خواهید در میان جمع خوش هیکل به نظر برسید.

وقتی شما دلیل خوشایندی برای اهدافتان دارید، می توانید با آسودگی بیشتری به مقاصدتان دست پیدا کنید.

۳- حامی و پشتیبان دارند.

جدا از هدف و دلیل، رسیدن به مقاصد خاص در زندگی دشواری های خاص خود را دارد که گاهی انسان به تنهایی توان مقابله با آنها را ندارد.

سعی کنید یک تیم صمیمی برای خودتان تشکیل دهید که به شما در رسیدن به اهدافتان کمک کنند. این تیم می تواند بین ۲ تا ۶ نفره باشد.

در انتخاب اعضای تیم دقت لازم را به خرج دهید و سعی کنید افرادی را که مثبت اندیش هستند و اهدافی شبیه شما دارند را برگزینید. وب سایت MeetUp، محلی برای تشکیل تیم هاست.

۴-آنها دقیقا می دانند که وقتشان را صرف چه چیزی می کنند.

اگر نمی دانید که وقتتان را چطور سپری کنید، تقریبا همه وقتتان را از دست داده اید. زمان یکی از با ارزش ترین منابع ایست که انسان در اختیار دارد. شما می توانید پولتان را هدر دهید و دوباره برای کسب پول برنامه ریزی کنید. ولی زمان از دست رفته را نمی توان برگرداند.
باید مراقب نحوه سپری شدن زمانتان باشید. اگر ۷۰٪ زمانتان را صرف دیدن تلویزیون و گردش با دوستان می کنید، می توان گفت که هرگز به اهدافتان نخواهید رسید.
زمان را ثبت کنید. نرم افزار های زیادی برای این کار وجود دارد. Rescue Time یکی از بهترین های آنهاست که با گرفتن داده های خام از نحوه سپری شدن زمان شما پشت کامپیوتر، می تواند به شما اعلام کند که دقیقا چقدر زمان را صرف کدام وب سایت، بازی یا نرم افزار کرده اید.
اگر راجع به تغییر در زندگی خود جدی هستید، همین حالا از کارهای که زمان شما را به بطالت می گذرانند دست بکشید و کارهای مفید را انجام دهید.
می توانید همین الان فیسبوک را ببندید.

۵- سریع تلاش می کنند، سریع از شکست می گذرند، تلاش می کنند و هرگز از حرکت نمی ایستند.

اگر برای بار اول به تیراندازی بروید، نمی توانید اولین گلوله را دقیقا به هدف بزنید. در زندگی هم برای رسیدن به اهداف باید تلاش کرد. به سادگی از هدفتان دست نکشید، خیلی چیزها هستند که شما نمی دانید و با هر بار شکست آنها را تجربه می کنید. سریع یاد بگیرید، سریع عمل کنید و دست نکشید.
به خاطر داشته باشید که همیشه دیر است. همین حالا که این متن را به پایان می برید، برای هدفتان برنامه ریزی کنید.

نوشته شده توسط حمیدمظاهری راد در 16:9 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر